نازپرورده ای و درد نمی دانی چیست
گریه ی ممتد یک مرد نمی دانی چیست
روی پوشاندی و پوشاندن این ماه تمام
آنچه با اهل زمین کرد نمی دانی چیست
در کجا علم سخن یاد گرفتی که هنوز
ظاهرا معنی برگرد» نمی دانی چیست
شادمان باش ولی حال مرا هیچ مپرس
آنچه غم بر سرم آورد نمی دانی چیست
گفتم از عشق تو دلخون شده ام، خندیدی
نازپرورده ای و درد نمی دانی چیست
سجاد سامانی
نفیسه سادات موسوی : گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشود
نمی ,دانی ,درد ,ای ,سامانی ,نازپرورده ,نمی دانی ,و درد ,ای و ,نازپرورده ای ,درد نمی

درباره این سایت