محل تبلیغات شما

تا زمانی که جهان را قفسم می دانم

هر کجا پر بزنم طوطی بازرگانم

 

گریه ام باعث خرسندی دنیاست چو ابر

همه خندان لب و شادند که من گریانم

 

حاضرم در عوض دست کشیدن ز بهشت

بوی پیراهن یوسف بدهد دستانم

 

زندگی مثل حصاری ز غم و دلتنگی است

مرگ ای کاش رهایم کند از زندانم

 

بیت آشفته ایَم در غزلی ناموزون

میل دارم که ردیفی بدهد پایانم.

 

سجاد سامانی

نفیسه سادات موسوی : گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشود

نفیسه سادات موسوی : تماس پشت تماس و هراس پشت هراس

حمید اقبالی : معصوم ترین مستبد قرن،نگاهت

سامانی ,ز ,بدهد ,زمانی ,جهان ,قفسم ,تا زمانی ,را قفسم ,جهان را ,زمانی که ,که جهان

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها